ابو القاسم راز شيرازى
248
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
شد بر دست من » . يعنى ظلمت نفسانيّه ، به نور ذكر حقّ تعالى مبدّل گردد ، كه : وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها « 43 » . پس اعراض از ذكر ، باعث قرب و وسوسهء « ابليس » است ، كه : مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى « 44 » ؛ زيرا كه وسعت و بصيرت قلب ، به نور ذكر حقّ جلّ و علاست ، و ضيق عيش قلبى و عماى « 45 » آن به سبب اعراض از ذكر است كه در حال موت ، از براى عبد ، ظاهر خواهد شد . پس معلوم شد كه رفع وسوسه و دورى « ابليس » از مؤمن ، به ذكر حقّ تعالى است . و مراد از وسوسه ، خطراتى است كه وارد مىشود از براى مؤمن سالك الى اللّه بر اصول عقايد او كه اصول دين است ، با وجود « براهين قاطعه » « 46 » كه بر « اصول خمسه » « 47 » بر دست دارد كه موجب يقين اوست ؛ مثلا وارد مىشود بر قلب كه : « عالم را خالق كيست » ؟ مىگويد : « حقّ تعالى » ! پس وارد مىشود كه : « خالق حقّ تعالى كيست » ؟ آن را وسوسه گويند ؛ چنانكه در « كافى » از حضرت رسول ص وارد است كه : « آمد مردى نزد آن حضرت و عرض كرد : يا رسول اللّه ! هلاك شدم ، فرمود آن حضرت كه : آمده است تو را « ابليس » خبيث و مىگويد : خالق تو كيست ؟ مىگويى : حقّ تعالى ! پس مىگويد : خالق حق كيست ؟ عرض كرد : بلى ! قسم به آن كسى كه تو را مبعوث به حق كرده كه چنين
--> ( 43 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 160 رجوع شود . ( 44 ) - آنكس كه از ياد من روگردان شود ، پس البتّه از براى او زندگى ( معنوى و ايمانى ) سختى خواهد بود ، و به روز بازپسين نابينا محشورش گردانيم : سورهء 20 آيهء 124 ( 45 ) - عمى : كورى ( 46 ) - دلايل محكم كه به آنها جواب نتوان گفت . ( 47 ) - مقصود ، اصول پنجگانهء دين و مذهب است .